سرفصل درسی مدیریت استراتژیک

سرفصل درسی مدیریت استراتژیک

دانشكده مديريت

رشته مديريت بازرگاني

 

كد درس :

 

كد گروه :

 

عنوان درس :

مديريت استراتژيك

 

نوع درس :

تخصصي

مدرس :

محمد اسماعيلي جوشقاني

 

تعداد واحد :

 

3

 

مدت ارائه :

يك نيم سال ( 16 هفته )

 

زمان ارائه :

نيم سال دوم۹۲-۹۱  روز سه شنبه . ساعت 15/10-8

هدف درسي :

آشنايي دانشجو با تغييرهاي استراتژيك مدت زمان ها و نحوه ي سياست گذاري ها ، هدفبندي ها ، برنامه ريزي ها و تصميم گيري هاي استراتژيك در سطح مديريت سازمان هاي تجاري و صنعتي.

 

سرفصل درس :

 

بحث اول :

تعاريف استراتژي و انواع آن – هدفبندي - سياست گذاري - برنامه ريزي – تصميم گيري

 

بحث دوم :

فرآيند مضمون بندي استراتژي سازماني

تجزيه تحليل فرصت ها و تهديدات – نقاط قوت و ضعف

مشخص كردن گزينه ها

انتخاب و اجرا

 

بحث سوم :

آشنايي با تغييرهاي استراتژيك سازماني

نتيجه هاي انساني و اجتماعي ( منابع انساني )

متغيرهاي ساختاري ( اندازه سازمان و تقسيم بندي هاي اداري )

بازارها و محيط سازمان ( مديريت بازار يابي )

تكنولوژي و توليد ( مديريت توليد و مديريت مالي )

فرهنگ سازماني

 

بحث چهارم :

مديريت بهره وري

روش تدريس :

روش تدريس به صورت كار كلاسي ، فعاليت هاي گروهي ، كار روي اطلاعات موردي  ، حل مشكلات و مسائل در كلاس ، ارائه برنامه استراتژيك ، خواهد بود

 تكاليف :

-         مطالعات هفتگي موضوعات مورد بحث

-         ارائه تمرين ها و موردهاي مشخص شده

-         ترجمه و ارائه يك كيس از كتاب مديريت استراتژيك

-         ارائه يك برنامه استراتژيك از سايت  planware

-         ارائه سخنراني خلاصه يك كتاب مرتبط

  روش ارزيابي :

كوئيز       10%                 ،           تكاليف      20%             ،          ميان ترم    30%              ،         پايان ترم   40%

  منبع درسي :

فرد آر ديويد ( 1999 ) مديريت استراتژيك . ترجمه دكتر علي پارساييان و دكتر سيد محمد اعرابي – انتشارات دفتر پژوهشهاي فرهنگي

 منابع مرتبط :

1-    نگرش جامع مديريت استراتژيك – دكتر عليرضا علي احمدي – مهدي فتح الله – ايرج تاج الدين – انتشارات توليد دانش

-strategic management – Michael A.Hitt – R.Duane Ireland – robert E.Hoskisson

- management policy and strategy – George A steiner – John R.Miner – Edmund R.Gray – Macmillan publishiny company

 -      مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک- دکتر سید حمید خداداد حسینی

 -جنگل استراتژی- هنری مینتزبرگ/بروس الستراند/ژوزف لمپل-ترجمه دکتر محمود احمد پور داریانی

-          مديريت استراتژيك بازاريابي – ديويد اكر        

 -        استراتژيهاي بازاريابي

 

 

 برنامه ترمی درس مدیریت استراتژیک

هفته

تاريخ

عناوين و موضوعات مورد مطالعه

1

 

24 بهمن

 

 

2

 

1اسفند

 

 

 

 

3

 

 

 

8اسفند

- آشنايي با درس و مفاهيم درسي

- الگوي مديريت استراتژيك

 

 

 

4

 

 

 

15 اسفند

فصل اول

- ارزشيابي فصل اول

- تمرين 1-۱

-تمرین ۴-۱

- اصول اخلاقي در مديريت استراتژيك

ارائه کیس

 

 

 

5

 

 

22اسفند

 - ارزشيابي فصل دوم

- تمرين 2-2

- تمرين 4-2

- تمرين 6-2

انجام پرسش 15

- بررسي انواع استراتژي ها

- استراتژي هاي ژنريك مايكل پورتر

- تجزيه و تحليل جدول 4-2           

- ارائه کیس (..........................و..........................)

 

 

6

 

 

 

 

 

20فروردین

 - ارزشيابي فصل سوم

- تمرين 1-3

- تمرين 3-3

- تمرين 4-3

- پرسش 12

- ماهيت و نقش ماموريت سازمان

- اهميت و اجراي تشكيل دهنده ماموريت سازمان

- ارائه کیس و سمینار (.......................و.......................)

 

 

 

 

 

 

7

 

 

27فروردین

 - ارزشيابي فصل 1-2-3

- بررسي عوامل خارجي

- تهيه ماتريس EFE

- ماتريس CPM

- الگوي مبتني بر پنج نيروي پورتر

- تمرين 3-4

- تمرين 5-4

- پرسش 10و16

- ارائه کیس

 

 

 

8

 

 

3اردیبهشت

 - ارزشيابي فصل چهارم

 

- بررسي عوامل داخلي

 

- تهيه ماتريس IFE

 - پرسش 14و18

- تمرين 3-5

-تمرين2-5

ارائه کیس و سمینار

9

10 اردیبهشت

- بررسي و انتخاب استراتژي

- تهيه ماتريس Tows

- تهيه ماتريس space

- تهيه ماتريس …..

- تهيه ماتريس QSPM

- تمريين 1-6

- تمرين  7-6

-پرسش 2و3و4و12

- ارزشيابي فصل پنج

- ارائه کیس و سمینار

   10

  17اردیبهشت

 

- اجراي استراتژي مسائل مديريت

- مهندسي مجدد

- مديريت تعارض

- تخصيص منابع

- ارزشيابي فصل 6

- تمرين 4-7

-ارائه تحقيق در مورد STEP

- پرسش16

- ارائه کیس و سمینار

 

 11

  24اردیبهشت

ميان ترم فصل هاي 1-2-3-4-5-6

 12

 

 

 

 

31خرداد

- ارزشيابي فصل 7

اجراي استراتژي

- بازاريابي

- امور مالي

- تحقيق و توسعه

- سيستم هاي اطلاعاتي

- تمرين 5-8

-پرسش 11و12

- تمرين 6-8

- ارائه تحقيق در مورد BSC

 ارائه کیس و سمینار

13

 

 

 

 

7خرداد

- بررسي ، ارزيابي و كنترل استراتژي ها

- ارزشيابي فصل 8

- تمرين 2-9

3-9

- تمرين اجراي استراتژي

- بازاريابي

- امور مالي

- تحقيق و توسعه

- سيستم هاي اطلاعاتي

- ارائه کیس و سمینار 

14

 

14خرداد

تعطیل

15

21خرداد

--  مسائل جهاني در مديريت استراتژيك

- ارزشيابي فصل 9

- تمرين 2-10

ارائه کیس

16

 28خرداد

مديريت بهره وري استراتژيك Productivity  management

-          ارائه کیس

 

چگونه در دنیا مساوات برقرار کنیم

چگونه در دنیا مساوات برقرار کنیم

کنفوسیوس با شاگردانش در سفر بود که شنید در دهی٬ پسر بچه ی بسیار باهوشی زندگی می کند. کنفوسیوس به آن ده رفت تا با او صحبت کند. پسرک مشغول بازی بود.
کنفوسیوس پرسید: " چطور می توانی کمکم کنی تا نابرابری ها را از بین ببرم؟ " 
کودک پرسید: " چرا نابرابری ها را از بین ببریم! اگر کوه ها را صاف کنیم٬ پرندگان دیگر پناهگاهی ندارند. اگر اعماق رودخانه ها و دریاها را پر کنیم٬ تمام ماهی ها می میرند. اگر کدخدا همان اختیارات دیوانه را داشته باشد٬ هیچ کس به حرفش توجه نمی کند. دنیا بسیار بزرگ است٬ بهتر است با تفاوت هایش به حال خودش بگذاریم."

بازاریابی هوشمند

 

بازاریابی هوشمند با کشف جدید عصب‌شناسان

اینترنت - با تحقق آرزوهای دیرینه بازاریاب‌ها و استفاده از تکنیک ای.ای.جی، روشی به‌نام نورومارکتینگ ابداع شده که با آشکارکردن عملکرد واقعی مغز در برابر تبلیغات، علایق افراد را بهتر از خودشان شناسایی خواهد کرد.

 در زیرزمین یک باشگاه خصوصی لوکس لندن، مردی با یک کلاه قهوه‌ای در حال تماشای یک آگهی تبلیغاتی است. تعدادی سیم از کلاه او پایین آمده و به یک لپ‌تاپ وصل شده‌اند. پشت سر او، روی یک صفحه نمایش، یک سری خطوط و چیزی که شبیه به یک اکولایزر گرافیکی به نظر می‌رسد مشخص است. هنگام پخش آگهی، ستون‌های اکولایزر بالا و پایین می‌روند.

این نورومارکتینگ (Neuromarketing) یا بازاریابی عصبی است، فناوری‌ای که گفته می‌شود که زندگی ما را شکل می‌دهد، شاید حتی بدون اینکه خود ما بدانیم.

به گزارش نیوساینتیست، این جواب دعاهای بسیاری از متخصصان بازاریابی است: این‌که راهی برای رسیدن به داخل سر مشتریان پیدا کنند. به گفته تام نوبل، مدیر اجرایی شرکت Neurofocus Europe که این نمایش را ترتیب داده، این کار به حل بزرگ‌ترین مشکل پیش روی تحقیقات سنتی بازار کمک خواهد کرد: «آن‌چه مردم می‌گویند، همیشه آن چیزی نیست که فکر می‌کنند».

فقط واقعیت‌ها
به گفته نوبل، نورومارکتینگ می‌تواند آشفتگی‌ها را برطرف کند و واقعیت را نشان دهد. آیا تریلر شما را واداشته که بخواهید فیلم را ببینید؟ آیا این بسته بندی غذا، اشتهای شما را تحریک کرده است؟ ما چگونه می‌توانیم محصولات آینده را طوری بسته‌بندی کنیم که موفق‌تر باشند؟ پاسخ‌ها در امواج مغزی شما نهفته‌اند.

قلب فناوری نوروفوکوس تکنیک عکس برداری مغزی است که الکترو-انسفالوگرافی با کیفیت بالا نام دارد. داخل کلاه، آرایه‌ای از حداکثر 128 حسگر ‌EEG، فعالیت الکتریکی رسیده از مغز به پوست را ضبط می‌کنند.

این سیگنال‌ها را می‌توان به صورت خطوط روی نمودار نشان داد، یا مفیدتر از آن، به سه معیار اندازه‌گیری تبدیل کرد که برای محققین بازار اهمیت بیشتری دارند: توجه، احساسات و حافظه. الگوریتم‌های انجام این کار بر مبنای یک تحقیق منتشر شده در مورد شرایط عصبی استوارند که بر روی این سه عملکرد تاثیر می‌گذارند. یک دوربین رهگیری چشم نیز نشان می‌دهد که دقیقا چه چیزی سبب شده که مغز بیننده این‌چنین واکنش نشان دهد.

شما چه احساسی دارید؟
به عقیده نوبل، تبلیغی که در جلب توجه مردم، درگیر کردن احساسات آنها یا ماندن در حافظه‌شان شکست می‌خورد، بی‌فایده است؛ ولی این که فقط از مردم بپرسیمآیا این تبلیغ، فیلم یا ابزار توانسته در این موارد موفق باشد یا نه، راهنمای خوبی نخواهد بود.

شرکت هم‌چنین داده‌های EEG را به سه معیار دیگر تبدیل می‌کند: علاقه به خرید، تازگی و قابلیت فهم. این‌ها از تحقیقات عصب‌شناسی منتج نشده‌اند، بلکه تحلیل خود نوروفوکوس بر روی الگوهای EEG از آگهی‌های موفق و ناموفق به این معیارها منتهی شده است.

مشتریان راضی شده شرکت شامل (شبکه تلویزیونی) سی.‌بی.‌اس، مایکروسافت و پی‌پال هستند. ولی آیا شاهد مستقلی از این‌که این سیستم واقعا می‌تواند کار کند هم وجود دارد؟ یک مقاله در شرف انتشار در ژورنال Nature Reviews Neuroscience می‌گوید که می‌تواند: شواهد رو به رشدی وجود دارند که نشان می‌دهند تکنیک‌های نورومارکتینگ می‌توانند داده‌هایی را که بر روش‌های سنتی بازاریابی پوشیده بود آشکار کنند.

ذهن‌های شکاک
این مقاله که توسط یک اقتصاددان رفتاری به نام گرگوری برنز از دانشگاه اموری در آتلانتای جرجیا و یک عصب‌شناس شناختی به نام دن آریلی از دانشگاه دوک در دورهام کالیفرنیای شمالی نوشته شده، چنین نتیجه می‌گیرد که دیگر روش‌های تصویربرداری مغزی مانند ام.‌آر.‌آی کاربردی می‌توانند این کار را بهتر از EEG انجام دهند، ولی خیلی گران‌ترند.

برنز و آریلی هم‌چنین به مخاطرات اخلاقی نورومارکتینگ نیز پرداخته‌اند، مواردی مانند نگرانی در مورد حفظ حریم خصوصی در «خواندن ذهن» و این شک که امکان دارد این روش برای «اغفال» مشتریان و واداشتن آنها به خرید چیزهایی که نیازی به آن ندارند، به کار برده شود.

نوبل از چنین نگرانی‌هایی آگاه است، ولی می‌گوید که خود صنعت بازاریابی دلایل خوبی دارد تا اطمینان دهد که روش جدید مسئولانه به کار گرفته می‌شود: «استانداردهایی وجود دارند که باید اعمال شوند».

نوروفوکوس یک کمیته مشاوره‌ای علمی سطح بالا دارد که اعضای آن از موسسات برجسته‌ای مانند ام.‌آی.‌تی، دانشگاه هاروارد و دانشگاه آکسفورد هستند. ولی تا زمانی که ما شواهد قطعی تایید شده‌ای از درست کار کردن این سیستم نداشته باشیم، تردیدها در مورد اینکه بازاریابان نورومارکتینگ مشتریان خود را با علم کور می‌کنند، باقی خواهد ماند. آیا شما هم این‌طور فکر می‌کنید؟ شاید شما هم نیاز به اسکن مغزی داشته باشید تا مطمئن شوید.

 

طوفان مغزی

طوفان مغزی

طوفان مغزی ابزاری محبوب است که از آن برای تولید راه حل های خلاقانه استفاده می کنیم. زمانی که می خواهید از شیوه‏های تکراری و الگوهای ایجاد شدۀ فکری رهایی یابید ، این شیوه بسیار مفید است در این روش می خواهیم شیوه های نگاه کردن به مسئله را توسعه دهیم. همچنین کمک می کند تا بر بسیاری از مسائلی که موجب می‏شود حل مسئلۀ به صورت گروهی ، یک روند نامطلوب باشد غلبه کنید .

استفاده از اعضای تیم خودتان، به شما کمک می کند تا تجربۀ متنوعی را از همۀ اعضای تیم در طول حل مسئله داشته باشید .

این موجب افزایش غنای ایده های بررسی شده می‏شود، بدین معنی که می توانید راه حل های بهتری را برای مسائل پیش‏رویتان پیدا کنید .

علاوه بر این ها چون طوفان فکری روشی سرگرم کننده است، موجب می‏شود پیوستگی و ارتباطی بین اعضای گروه بوجود آید که راه حل ها را در محیطی مثبت وپاداشی ارائه دهند.

چرا از طوفان مغزی استفاده می کنیم ؟

گروه متعارف حل مسئله می تواند مملو از مشکل باشد. شرکت کنندگان با اعتماد به نفس می توانند موجب غرق کردن و ترساندن اعضای ساکت تر گروه شوند. آنهایی که اعتماد به نفس کمتری دارند از اینکه نظراتشان را آزادانه مطرح کنند و مورد تمسخر دیگران واقع شوند می ترسند. دیگران هم ممکن است احساس کنند برای مطابقت با نظر گروه تحت فشارند و یا احترام بیش از حد به اقتدار مانع آنها می‏شود و به این ترتیب گروه حل مسئله اغلب بی اثر است.

در مقابل، طوفان فکری محیطی باز و آزاد را فراهم می کند که در آن همه تشویق به مشارکت می شوند. از ایده های فلبداهه استقبال می‏شود و بر بسیاری از مسائل گروه فکری غلبه خواهند کرد. از همۀ شرکت کنندگان دعوت می‏شود که کامل و عادلانه شرکت کنند. و آزادند برای اینکه راه حل های خلاقانه را توسعه دهند.

رویکرد اصلی طوفان مغزی توسط Alex osborn، در سال ۱۹۵۰ توسعه داده شد. از آن زمان بسیاری از محققان در این روش کاوش کردند و مسائل آن را شناسائی کردند.

مراحل شرح داده شده در اینجا، در پی آنند که این پژوهش را محاسبه کنند. بدین معنی که روش توضیح داده شده در زیر، از نسخۀ اصلی Osborn ماهرانه متفاوت است.

طوفان فکری چیست؟

طوفان فکری یک رویکرد غیر رسمی و آرام برای حل مسئله را با تفکرهای جانبی ترکیب می کند. این روش از مردم می خواهد تا تفکرات و نظراتشان را که در ابتدا حتی شاید کمی مسخره به نظر بیاید رو کنند و ایده این است که برخی از این نظرات می توانند به راه حلّی خلاق برای مسئله ای که تلاش می کنید آن را حل کنید تبدیل شوند. در حالی که دیگران می توانند همچنان ایده بسازند.

این رویکرد می خواهد مردم را در دست و پا زدن در راه های عادی فکر کردن، آزاد کند.

در طی جلسه هیچ انتقادی از ایده ها نباید داشته باشیم ، شما سعی می کنید تا راه های ممکن را باز کنید و فرایض اشتباه درمورد محدودیت های مسئله را بشکنید. قضاوت و تجزیه و تحلیل در این مرحله، از تولید ایده های خلاق جلوگیری می کند.

ایده ها فقط باید در پایان جلسۀ طوفان فکری ارزیابی شوند. و این زمان کشف راه حل های بیشتر با استفاده از روشهای مرسوم است.

طوفان مغزی فردی

درحالی که طوفان مغزی گروهی برای تولید ایده نسبت به گروه حل مشکل مؤثرتر است، مطالعات پی در پی نشان داده است که افراد وقتی که خودشان خود به خود طوفان مغزی می کنند به ایده های خیلی بیشتری می رسند ( و گاهاً ایده های بهتر) نسبت به طوفان فکری گروهی.

تا حدودی این اتفاق می افتد زیرا،در گروه ها، همه همیشه نسبت به دنبال کردن مقررات سخت گیر نیستند و رفتارهای بد به وجود می آید. اکثراً فکر می کنند این اتفاق می افتد به این دلیل که آنها به نظرات دیگران بیش از حد توجه می کنند و ایده های خودشان را تولید نمی کنند یا ایده هایشان را گم می کنند در حین این که منتظرند تا نوبت شان شود و حرف بزنند. این “انسداد” نامیده می‏شود.

وقتی که شما در خودتان طوفان فکری به وجود می آورید شما تمایل خواهید داشت تا طیف وسیع تری از ایده ها را در مقایسه با طوفان فکری گروهی تولید کنید- شما نگرانی نسبت به نظر دیگران ندارید لذا می توانید آزادانه تر خلاق باشید .


طوفان مغزی گروهی

این گروه می تواند برای بیرون کشیدن تمام تجارب و خلاقیت همۀ اعضای گروه بسیار اثربخش باشد. وقتی که همۀ اعضای یک گروه تک تک با یک فکر در گیر می شوند. تجربه و خلاقیت عضو دیگر این ایده و فکر را به مرحلۀ دیگر می برد. بنابراین طوفان مغزی گروهی می تواند ایده ها و خلاقیت ها را عمیق تر از طوفان فکری انفرادی توسعه دهد.

مزیت دیگر طوفان مغزی گروهی این است که به همه کمک می کند تا درگیر مسئله شوند و احساس کنند که در راه حل نهایی مشارکت داشته اند و به مردم یادآوری می کند که دیگران هم ایده های خلاق دارند. طوفان فکری سرگرم کننده است و می توان با آن یک تیم بزرگ ساخت.

طوفان فکری در گروه می تواند برای افراد مخاطره آمیز باشد. پیشنهادات عجیب و غریب امّا با ارزش ممکن است در نگاه اول احمقانه به نظر برسد. به همین دلیل شما به صندلی های بزرگی نیاز دارید چون ایده هایی که در راهند کوچک نیستند. مسائل مربوط به گروه حل مسئله خلاقیت را خفه نمی کنند .

نحوۀ استفاده از ابزار

اغلب می توانید بهترین نتیجه را از ترکیب طوفان فکری فردی و گروهی به دست آورید. البته این فرایند باید با دقت مدیریت شود و قوانین زیر نیز لحاظ شوند.

در این شیوه از همه می خواهیم که روی مسئلۀ مورد نظر بدون انقطاع تمرکز کنند ( هر شخصی در یک جلسۀ گروهی اختصاص داده شده). تعداد ایده هایی که می تواند تولید شود باید به حداکثر برسانید و زمانی که جلسه خوب پیش می رود به احساس خوبی از یک پارچه شدن و هماهنگ شدن این گروه می رسید.

برای اجرای یک جلسۀ طوفان فکری خوب موارد زیر را رعایت کنید:

۱٫ یک محیط راحت بیابید و آن را برای جلسه آماده کنید.

۲٫ یک نفر را برای ثبت ایده های حاصل از جلسه تعیین کنید. این توشته ها باید به گونه ای باشد که همه آن را ببینند و بتوانند به آن مراجعه کنند. بر اساس رویکردی که می خواهید به کار گیرید ممکن است این ایده ها را روی تخته سیاه، نمودار و یا کامپیوتر با ویدئو پرژکتور ثبت کنید.

۳٫ اگر شرکت کنندگان با هم همکاری نمی کنند،نرمشی مناسب یا به قولی یک نوع یخ شکن به کار گیرید.

۴٫ مسئله ای را که می خواهید حل کنید کامل تعریف کنید و همه معیارهایی که باید در نظر گرفته شوند را آشکار کنید.

۵٫ این موضوع را که هدف از این جلسه تولید هر چه بیشتر ایده (تا حد امکان) می باشد را در همان ابتدا برای همه توضیح دهید.

۶٫ در ابتدای جلسه به همه مقدار زیادی زمان بدهید تا آنجا که می توانند ایده تولید کنند.

۷٫ از آنها بخواهید که نظراتشان را بدهند و مطمئن شوید که به همه فرصت عادلانه برای شرکت کردن داده اید.

۸٫ آنها را تشویق کنید تا ایدۀ دیگران را توسعه دهند و یا با استفاده از ایدۀ دیگران یک ایدۀ جدید بسازند.

۹٫ اجازه دهید مردم از طوفان فکری لذت ببرند. تشویق شان کنید تا حد ممکن ایده درست کنند. از ایده های عملی گرفته تا ایده های غیر عملی.

۱۰٫ مطمئن شوید که هیچ زنجیره ای از تفکرات برای مدت طولانی ادامه پیدا نمی کند.

۱۱٫ مطمئن شوید که به تعداد کافی ایدۀ متفاوت تولید کرده اید.

۱۲٫ در یک جلسۀ طولانی، زمان های استراحت را زیاد کنید تا از کیفیت تمرکز بر اثر خستگی کاسته نشود.

منبع: مجله مدیریت بازار